- توضیحات کالا
- کالاهای مرتبط
- نظرات
مترجم: بهنام حاجی زاده
شابک:4-52-6225-600-978
تعداد صفحات:460 صفحه
375,000 ريال
350,000 ريال
هرآینه با شما میگویم، زمانهی شمشیر و تبر نزدیک است.
هنگامهی کولاکِ گرگ. زمانهی سرمای سپید و نور سپید نزدیک است. زمان دیوانگی و زمان خواری. تد دِیرِآذ، زمان سرانجام. جهان در میان
یخبندان خواهد مُرد و از خورشیدِ نو دوباره متولد خواهد گشت. جهان دوباره متولد خواهد شد، از خون مهتر[1]، از هن ایخائر، از بذری
که کاشته شده است. بذری که جوانه نمیزند، بلکه شعله میکشد.
اِستوآث آسه! اینگونه خواهد بود! به نشانهها دقت کنید! با شما میگویم این نشانهها چه خواهند بود: نخست خون آئن سِیده بر زمین جاری خواهد شد،
خون اِلفها...
325,000 ريال
بمباران به اندازهی کافی مخرب بود، اما اتفاق بعدی خیلی سریع از آن سبقت گرفته بود. از آزمایشگاه خطرناک و نابود شده، یک دوجین از
بیماران مختلف ویروس تی بیرون ریخته بودند و چند تا BOW ، سلاحهای بیوارگانیک. سری تی انسانها را به آدمخوارهای بیمغز تبدیل
میکرد،
یک اثر فرعی تاسفآور، اما در واقع برای انسانها ساخته نشده بود. با استفاده از معجزات غیرقابل اعتماد علم، بیشتر سلاحهای زیستی جدید
اصلاً
انسان نبودند و ویروس آنها را به قاتلانی بیرحم تبدیل میکرد.
آشوب به راه افتاده بود. فرماندهی پایگاه، دیوانهی چندشآوری که اسمش آلفرد اشفورد بود، هیچ اقدامی برای سر و سامان دادن به اوضاع
نکرده بود، بنابراین سربازان ارشد باید رهبری را بر عهده میگرفتند. زندانیها قطعاً به هیچ دردی نمیخوردند، اما چند تا از نگهبانها به همراه
سربازان دفاع و ضدحملهی بسیار مفتضحانهای را ترتیب داده بودند؛ افراد خود او مثل بقیه خیلی سریع شکست خورده بودند، سه تا از OR1ها،
جدیدترین گونهی مطلوب ویروس تی، در راه فرودگاه هلیکوپتر همه را قلع و قمع کرده بودند.
تمام آموزشهایی که به آنها داده بود در عرض یک یا دو دقیقه از بین رفته بود. OR1ها به طور خاصی نفرتانگیز بودند، وحشیانه حمله
میبردند و بسیار قدرتمند بودند. خوشبختانه فقط چند تا از آنها فرار کرده بودند ...
کشتیِ باشکوه بر پهنهی دریا میغرید؛ بر بادبانهای انباشته از بادش موج میافتاد. چندین روز با خشکی فاصله داشت، سینهی دریا را به
مقصد شهری عظیم در باختر میشکافت و حامل محمولهای پرارزش بود: یک مرد؛ مردی که خدمه او را به نام "استاد" میشناختند.