ویترین
 
 
تبلیغات
 
 
ورود اعضا
 
 
نماد اعتماد الکترونیکی
 
 
درباره ما
 
انتشارات آذرباد با مدیر مسئولی سعید احمدی مجدآبادی از سال 1376 فعالیت خود را در زمینه‌ی کتب دانشگاهی آغاز و از سال 1391 با تغییر زمینه فعالیت شروع به نشر برترین رمان‌های روز دنیا نمود.
 
سبد خريد
 
سبد خرید
نام کالا تعداد کالا  
قيمت کل : 0 ريال
 
لیست محصولات
 
 
گروهها
 
 
جستجو
 
 
جزئيات کالا
 

سه‌گانه ماورایی‌ها- کتاب اول دنیای خالی از قهرمان
نام کالا :
38
کد کالا :
500,000 ريال
قيمت کالا :
1 گرم
وزن (کالا + بسته بندی) :
‎۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۷:۵۰
تاريخ ثبت :
4560
تعداد بازديد :
انتشارات آذرباد
تولید کننده :
لینک های مرتبط :
 

این کتاب ماجرای پسری به نام «جیسون واکر» را روایت می‌کند که در اوقات فراغتش در یک باغ وحش کار می‌کند. در آنجا یک اسب آبی وجود دارد که نمایش اجرا می‌کند. جیسون یک روز متوجه می‌شود که از دهان اسب آبی صدای موسیقی به گوش می‌رسد و به سمت دهان اسب آبی می‌رود که ناگهان در دهان او می‌افتد و به این ترتیب وارد دنیای کاملا متفاوتی به نام «لیریان» می‌شود. در لیریان به افرادی که از جهان دیگری وارد سرزمینشان می‌شوند «ماورایی» می‌گویند.
پیش از این، مردم سرزمین لیریان، از مهمانان ماورایی به گرمی استقبال می‌کردند اما پس از آن که امپراطور جادوگری به نام «مالدور» به قدرت می‌رسد، اوضاع تغییر می‌کند و افرادی که به مخالفت با امپراطور برمی‌خیزند شکنجه شده و کشته می‌شوند. جیسون در این سرزمین به طور اتفاقی با دختری به نام «ریچل» آشنا می‌شود که او نیز به طور مرموزی از دنیای ما به سرزمین لیریان رفته است، آن دو با هم همسفر شده و تصمیم می‌گیرند به کمک چند تن از مخالفان امپراطور به جستجوی واژه‌ای جادویی بروند که قدرت نابودی امپراطور ستمگر را دارد و لیریان را از چنگ ماندروی ستمگر نجات دهند.


 


  • توضیحات کالا
  • کالاهای مرتبط
  • نظرات
نویسنده:براندون مول
مترجم: سمانه امین پور
شابک:7-51-6225-600-978
تعداد صفحات:544 صفحه

500,000 ريال
من شاه‌دختان بسیاری را از گورپشته‌ی پادشاهانِ در خواب رهاندم، شهر "ترِبون" را به آتش کشاندم، شبی را در کنار "فِلوریَن"صبح کردم و عقل و جان به در بردم، در سنی از دانشگاه اخراج شدم که به دیگران اجازه‌‌ی ورود داده می‌شد و در زیر مهتاب مسیرهایی را پیمودم که صحبت از آن‌ها در میانه‌ی روز وحشت برمی‌انگیزد. من با خدایان سخن گفته‌ام، به زنان عشق ورزیده‌ام و ترانه‌هایی سروده‌ام که خنیاگران را به زاری وا می‌دارد. لابد درباره‌ام شنیده‌اید.
افسانه‌ی کوات این‌چنین آغاز می‌شود؛ از هنگام کودکی‌اش درمیان دسته‌ی بازیگران مسافر تا‌ سال‌هایی که به عنوان یتیمی نیمه وحشی در شهری مملو از جرم و جنایت سپری کرد و همین طور دوران بی‌پروایی‌ جسورانه و در عین حال موفقیت آمیزش که به ورود به مدرسه‌ی سختگیر و خطرناک جادو انجامید. در این صفحات کوات را به عنوان جادوگری بدنام، سارقی همه‌فن‌حریف، نوازنده‌ای چیره‌دست و آدم‌کشی شریر خواهید شناخت. اما نام راستین باد بسیار فراتر از این‌ها است، چرا که این داستان حقیقت‌های نهان افسانه‌ی کوات را برملا می‌سازد.




375,000 ريال
اگر بگویم می‌شناختمش اغراق کردم. فکر می‌کنم به جز ویچر و ساحره، هیچ‌کس واقعاً او را نمی‌شناخت. وقتی برای اولین بار دیدمش، اصلاً تأثیر مثبتی روی من نگذاشت، حتی با وجود شرایط شگفت‌آوری که   به وجود آمده بود. افرادی را می‌شناسم که گفته‌اند از همان ابتدا، در همان اولین برخورد، طعم مرگی را که پشت سر آن دختر گام برمی‌داشت چشیده‌اند. برای من او کاملاً عادی بود، گرچه می‌دانستم که این‌طور نیست؛ به همین دلیل سعی کردم ویژگی منحصربه‌فرد او را تشخیص دهم، کشف کنم؛ حس کنم؛ اما متوجه هیچ‌چیز نشدم و چیزی حس نکردم. هیچ‌چیزی که بتواند یک نشانه، یک هشدار برای اتفاقات غم‌انگیز بعدی باشد، یا خبر از آن‌ها دهد. اتفاقاتی که باعثش وجود آن دختر بود؛ و اتفاقاتی که با رفتارش رقم زد.




500,000 ريال

من شاه‌دختان بسیاری را از گورپشته‌ی پادشاهانِ در خواب رهاندم، شهر "ترِبون" را به آتش کشاندم،

شبی را در کنار "فِلوریَن"صبح کردم و عقل و جان به در بردم، در سنی از دانشگاه اخراج شدم که به

دیگران اجازه‌‌ی ورود داده می‌شد و در زیر مهتاب مسیرهایی را پیمودم که صحبت از

آن‌ها در میانه‌ی روز وحشت برمی‌انگیزد. من با خدایان سخن گفته‌ام، به زنان عشق ورزیده‌ام و ترانه‌هایی

سروده‌ام که خنیاگران را به زاری وا می‌دارد. لابد درباره‌ام شنیده‌اید.

افسانه‌ی کوات این‌چنین آغاز می‌شود؛ از هنگام کودکی‌اش درمیان دسته‌ی بازیگران مسافر تا‌ سال‌هایی

که به عنوان یتیمی نیمه وحشی در شهری

مملو از جرم و جنایت سپری کرد و همین طور دوران بی‌پروایی‌ جسورانه و در عین حال موفقیت آمیزش

که به ورود به مدرسه‌ی سختگیر و

خطرناک جادو انجامید. در این صفحات کوات را به عنوان جادوگری بدنام، سارقی همه‌فن‌حریف، نوازنده‌ای

چیره‌دست و آدم‌کشی شریر خواهید

شناخت. اما نام راستین باد بسیار فراتر از این‌ها است، چرا که این داستان حقیقت‌های نهان افسانه‌ی

کوات را برملا می‌سازد.


 





460,000 ريال
من شاه‌دختان بسیاری را از گورپشته‌ی پادشاهانِ در خواب رهاندم، شهر "ترِبون" را به آتش کشاندم، شبی را در کنار "فِلوریَن"صبح کردم و عقل و جان به در بردم، در سنی از دانشگاه اخراج شدم که به دیگران اجازه‌‌ی ورود داده می‌شد و در زیر مهتاب مسیرهایی را پیمودم که صحبت از آن‌ها در میانه‌ی روز وحشت برمی‌انگیزد. من با خدایان سخن گفته‌ام، به زنان عشق ورزیده‌ام و ترانه‌هایی سروده‌ام که خنیاگران را به زاری وا می‌دارد. لابد درباره‌ام شنیده‌اید.
افسانه‌ی کوات این‌چنین آغاز می‌شود؛ از هنگام کودکی‌اش درمیان دسته‌ی بازیگران مسافر تا‌ سال‌هایی که به عنوان یتیمی نیمه وحشی در شهری مملو از جرم و جنایت سپری کرد و همین طور دوران بی‌پروایی‌ جسورانه و در عین حال موفقیت آمیزش که به ورود به مدرسه‌ی سختگیر و خطرناک جادو انجامید. در این صفحات کوات را به عنوان جادوگری بدنام، سارقی همه‌فن‌حریف، نوازنده‌ای چیره‌دست و آدم‌کشی شریر خواهید شناخت. اما نام راستین باد بسیار فراتر از این‌ها است، چرا که این داستان حقیقت‌های نهان افسانه‌ی کوات را برملا می‌سازد.




315,000 ريال

"راکون­سیتی"- حدود ساعت 2 بامداد پنج­شنبه، ساکنان منطقه­ی دریاچه­ی "ویکتوری" با صدای انفجاری که شمال غربی جنگل راکون را

لرزاند از خواب بیدار شدند، دلیل آن به نظر آتشی بوده که عمارت متروکه‌ی اسپنسر را فراگرفته و باعث سوختن مواد شیمیایی داخل زیرزمین

شده‌بود. موانعی که پلیس بیرون محدوده­ی جنگل قرار داده (مربوط به چندین قتلی که اخیراً در راکون‌سیتی اتفاق افتاده است)، باعث شد آتش­

نشانان محلی دیر به محل حادثه رسیده و موفق به بازیابی هیچ‌کدام از زمین­های ملک نشوند، عمارت سی و یک ساله و اتاق­های خدمتکاران در

اطراف آن، کاملاً از بین رفته­اند.

ملک توسط "لرد آزول اسپنسر"، نجیب­زاده­ی اروپایی و یکی از پایه‌گذاران کمپانی بین­المللی داروسازی آمبرلا ساخته شده و طراح مشهور

"جورج ترِور"  روی آن کار کرده است. قرار بود از آن برای پذیرایی از مهمانان مهم آمبرلا استفاده شود اما بعد از تکمیل ساخت آن، به دلایل

نامعلوم بسته شد. با توجه به سخنان "آماندا ویتنی"، سخنگوی شرکت آمبرلا، قسمت­هایی از ملک هنوز برای ذخیره­ی مواد و محلول­های

پاک‌کننده استفاده می­شده است. ویتنی دیروز در اظهاراتی بیان کرد که شرکت آمبرلا مسئولیت حادثه را به طور کامل بر عهده گرفته و ادامه داد:

«اشتباهی جدی از طرف ما صورت گرفته. آن مواد شیمیایی باید خیلی وقت پیش از عمارت اسپنسر بیرون برده می­شدند، ما فقط خوشحالیم که

کسی آسیب ندیده است.»

 تا الان، علت آتش­سوزی مشخص نشده اما ویتنی توضیح داد که آمبرلا بازجوهای خودش را به محل حادثه فرستاده تا در ویرانه­های به جا

مانده به دنبال منشأ اولیه­ی آتش بگردند...






ارسال نظر
نام و نام خانوادگی *:
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن نظر *:
 
آمار
 
1132615
کل بازديدها :
242213
بازديدهاي امسال :
16352
بازديدهاي اين ماه :
253
بازديدهاي امروز :
7
کاربران آنلاين :
3686
اعضاي سايت :
0
اعضاي جديد :
 
مقايسه کالاها
 
مقایسه
نام کالا  
 
خبرها
 
هیچ موردی برای نمایش وجود ندارد
 
نظر سنجی
 
در حال حاضر بیشتر منتظر جلد بعدی کدام مجموعه های منتشر شده آذرباد هستید؟